درباره وبلاگ

در خواب شبی شهاب پیدا کردم
در رقص سراب آب پیدا کردم
این دفتر پر ترانه را هم روزی
در کوچه ی آفتاب پیدا کردم
فهرست اصلی
دوستای عزیزم
***نفرین و آفرین زمان***خودم***
***سنگ قبر من***داوود***
***چیزی هست که هرگز پیر نمی شود***
***منو گیتارم***
***گل یخ***علی***
***بعد تو من موندم و حسرت عشقت***نگین عزیزم***
***@آواره.مجنون.دیوانه@***سام ***
***پنجره و باران***دختر اهورایی***
***کلاغ قارقاری***
***آناهیتا***
***تب عشق***حسین***
***اموزش هک *** تروجان *** بوتر*** یاسر***
***یک تبسم کافیست؟***پونی های عزیز***
***بی صداتر از سکوت***پرهام***
***شــــاهـــیـــن شـــهـــر***احسان***
***رسم عاشق کشی***ایلیا***
***مطالب جالب از*** حامد***
***گریه ی بی صدا***دختر عموی عزیزم***فاطیما***
***م عشق***دوست عزیزم کاوه***
***کودک درونی من***فرشاد عزیز***
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY

![]()
شب که می شه تو کوچه ی غم
اشک من می شه ستاره...
![]()
نوشته شده توسط آنا در پنجشنبه چهارم مرداد 1386 ساعت 0:13 موضوع | لینک ثابت



آنچنان که باران،غبار را از سنگ قبر کهنه ای می شوید
تا نام فراموش گشته ای بدرخشد
از پس سالها:
مرا به یاد خواهی آورد
نوشته شده توسط آنا در جمعه پانزدهم تیر 1386 ساعت 15:53 موضوع | لینک ثابت

چشم هایم را به چشم هایش گره زد![]()
بر عاشقیم رنگ غم و خاطره زد![]()
او رفت ولی نه طبق قانون وداع![]()
یک بار فقط به شیشه ی پنجره زد![]()
نوشته شده توسط آنا در دوشنبه چهارم تیر 1386 ساعت 17:39 موضوع | لینک ثابت
افسانه من به پایان رسیده است
واحساس می کنم که این آخرین منزل است
دیگر نه بانگ جرس کاروانی
و نه آوایی
تنهایی آرامگاه جاوید من آست
و درد و سکوت
همنشین تنهایی جاودانه من است


نوشته شده توسط آنا در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386 ساعت 15:21 موضوع | لینک ثابت
رسیده ها چه غریب و نحیب می افتند
به پای هرز علف های کال پرست

نوشته شده توسط آنا در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386 ساعت 22:30 موضوع | لینک ثابت
آری زندگی زیباست...
زندگی آتشگهی دیرینه،پا بر جاست!
گر بیافروزش،
رقص شعله اش زهر کران پیداست!
ور نه خاموش است و
خاموشی گناه ماست...

نوشته شده توسط آنا در دوشنبه چهاردهم خرداد 1386 ساعت 2:1 موضوع | لینک ثابت



من بودم و شمع بود و شب بود و غم
شمع سوخت و شب رفت و من ماندم و غم!
نوشته شده توسط آنا در جمعه چهارم خرداد 1386 ساعت 22:11 موضوع | لینک ثابت
گویند خدا همیشه با ماست،
ای غم نکند خدا تو باشی!

نوشته شده توسط آنا در سه شنبه یکم خرداد 1386 ساعت 13:58 موضوع | لینک ثابت
شمع دانی به دم مرگ به پروانه چه گفت؟
گفت ای عاشق دیوانه فراموش شدی
سوخت پروانه ولی خوب جوابش را داد 
طولی نکشد تو نیز خاموش شوی
نوشته شده توسط آنا در دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386 ساعت 16:7 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها